یکی از دوستام و خانمش میخواستن از هم جدا بشن

یکی از دوستام و خانمش میخواستن از هم جدا بشن
ی روز تو یه مهمونی بودیم ازش پرسیدم خانومت چه مشکلی داره که میخوای طلاقش بدی؟
گفت : یه مرد هیچ وقت عیب زنشو به کسی نمی گه....

بعد از چند ماه از هم جدا شدن و سالِ بعدش خانومش با یکی دیگه ازدواج کرد.
یه روز ازش پرسیدم خب حالا بگو چرا طلاقش دادی ؟
گفت: یه مرد هیچوقت پشت سر زنِ مردم حرف نمی زنه...

بخاطر داشته باشید پست ترین انسان کسی است که راز دوران دوستی را به وقت دشمنی فاش سازد...
دیدگاه ها (۲)

تک پارتی از:جیناسم:پس منتظرممدت ها بود جین عاشق دختری شده بو...

پارت هفتم | دیدار دوبارهپارک لاراـ لارااااا!تو خواب نازم بود...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۰ — آخرین رازدرِ انبار کاملاً باز شد.رینا ب...

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 رمان: «گردنبند آرزوها»✨ یه خلاصه کوچولو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط