انتقام خونین√

انتقام خونین√
فصل دوم√
پارت۴√
مثل......
مثل نازنین.
رومینا:چیییییی؟.
نازنین:اه من یک ماه حاملم.
یونگی:داداش چقدر سریعی.
کوک:مثل شما.
رومینا:خب راه بیفتیم.
همه جز رومینا:بریم.
نازنین:رومی.
رومینا:بله.
نازنین:منو بخشیدی؟.
رومینا:نمی دونم ولی صحبت می کنم باهاتون.
نازنین:دلم برات تنگ شده بود.
رومینا:اوه.
نازنین:می گم بچت چند ماهشه؟.
رومینا:سه ماه.
نازنین:اوه دوماه از بچه ی من بزرگتره.
ویو سمت کوک ویونگی
یونگی:داداش می گم می به من گفته بود رومینا مرده؟.
کوک:امممم.........(فکر)آها آنجلو.
یونگی:اون به من دروغ گفته بود که رومینا توی چین مرده(عصبی).
کوک:می خوای چیکار کنی.
یونگی:نمی دونم(راست میگه).
چند ساعت گذشت ورفتن خونه رومینا اینا همه بودن اونجا.
رومینا:من اومدم.اخیش‌خونهههههههه.
یونگی:یااااااااتتااشما اینجا چی می خواید؟؟.
رومینا:من کلید دادم.
یونگی:کی؟؟
رومینا:موقعی که داشتی لباساتو جمع میکردی بیای اینجاگذاشتم روی میز.
همه:اره.سلام
رومینا:من برم لباس عوض کنم میام.
یونگی:منم میام.
رومینا:باشه.شما از خودتون پذیرایی کنید.
کوک:اوکی.
کوک رفت سمت یخچال وشیر موز درآورد.
نازنین:کوککک.
آرام:شاید خوشش نیاد دست کنی توی یخچالش.
کوک:خودش گفت بخور.
نازنین: یکی هم به من بده.
کوک:بفرما.
جیهوپ:وااا.
نازنین:خب بچم می خواد.
رومینا:بخورید راحت باشید(اومد).
وی:جدی باشه.
رومینا تااینو گفت همه رفتن سمت چیزی.
دیدگاه ها (۰)

انتقام خونین√فصل دوم√پارت5√رومینا رفت جیمین.رومینا:جیمین چطو...

انتقام خونین√فصل دوم√پارت۴√اسلاید دوملباس رومینا ویونگی برای...

واییییی من مردم روحم داره تایپ می کنه🥹🫀💖اصکی؟؟؟اول بازنشر کن...

واییییییی کیوتتتتاصکی؟؟؟ اول بازنشر کن بعد اصکی برو!!!🤗وگرنه...

انتقام خونین√فصل دوم√پارت۳√غذا خوردنشون تموم شد رفتن بالا که...

انتقام خونینپارت۲۳احساس.....‌احساس می کنم لباستون ستهرومینا:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط