من درشب پرم از فریاد سکوت...

من درشب پرم از فریاد سکوت...

من درنیمه شب تنهایی ام

میلغزم درآغوش خواب...

تو بگو کجایه این شب بستر گزیده ای

که دور ازمن و بامن هم آغوشی...
دیدگاه ها (۱)

تا نوشتم عشق را دیدم که خودکارم گریستبعدِ آن هر واژه ای از ح...

خـَـَـــَدا…. اینقدر تو خودم ریختم ، که از سرمم گـَذشـَـَـــ...

چقدر سـخته منتظر کسی باشی کـــــــــ...

‌ سراب را بهــانه کُن، تیممی ز عشق کُن یکی نشسته دردلت،تبسمی...

بی تو همه جا دور است مهم نیست این جا کجاستبی تو شب ، بهانه ا...

در این پهنه‌ی سرد و بی‌انتها، تنها «خودم» مانده‌ام و آیینه؛ ...

غمِ  تنهایی  عذاب  است  به یادت  چه کنم دلِ  سر گشته ىِ من  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط