بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست هشتاد سه🍷🔪



_مال منه!

دندونام و رو هم فشار دادم
بد جور رو کوروش غیرتی میشدم

انگار می‌گفت مال کنه فوش می اد بهم

غریدم
+خفه شو عوضی ، خفه شو...

تف رو زمین کردم
+چقدر عوضی و پستی که به شوهر مردم رحم نمیکنی ..

_ ج ن .. ای براش

از دستم در رفت
سیلی روی گونه اش نشوندم

برگشتم

یهو دستشو از پشت محکم گذاشت رو کمرم
جیغم بلند شد

روی پله ها کله کلق شدم
رسیدم به آخر پله

با چشمای نیمه بازم دیدم که شوکه دستشو گذاشت روی دهنش

دیگه چیزی نفهمیدم
چون چشمان سیاهی میرم

چشمام بسته شد
دیدگاه ها (۱۲)

ساعت 23:38 حال الانم باداداشمو اجیم🥺🫀🤍

اون یک نفر کیه خوشملا بگین🥺🤍🫀😘

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست هشتاد دو🍷🔪+چی میگی عوضی؟ تم خنده ای ...

روحت شاد برار گفتم خوب بخابی ولی خیلی زود بود برا رفتنت رو...

رمان جونکوک

برده بد شانسP:2Suga_______________________________________او...

عشق ممنوعه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط