به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
#سعدی
دیدگاه ها (۱)

گُناهی مُستحب‌تر نیست از دیدارِ پنهانتاگر بگذارد این زیبایی ...

او صبر خواهد از من، بختی که من ندارممن وصل خواهم از وی، قصدی...

دوش می‌گفت که فردا بدهم کام دلتسببی ساز خدایا که پشیمان نشود...

از در بالا رفتمپله ها را باز کردملباس خوابم را خواندم و دکمه...

ندارم بی تو صبر طاقت و هوشندانم می شوم با تو هم آغوش سر خود ...

🌱🍒دل ما تو خود شکستی و تو خود طبیب آنی‌!که به هر طبیب گفتیم ...

کاشکی ندیده بودم دل نداده بودمبه تو دادم این دل رو الو نزده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط