دفعه قبل که مشرف شدم هنوز در حال نصب ضریح بودن

دفعه قبل که مشرف شدم هنوز در حال نصب ضریح بودن
دلم گرفت نمی دونستم که عمری میمونه برای دیدنش یا نه
وقت رفتن گفتم اقا دلم گرفت من ضریح جدیدت رو که همه دیدن و میگن قشنگه حتی تو شهر اوردن ندیدم تو تلوزیون هم نشون داد ندیدم
چقدر بی لیاقتم من میرم
کاش دوباره بطلبی و دعوت کنی
اگر چه میدونم خیلی ها تو صف هستند که اجازه حضور بدی دعوت کنی
ارباب من اقای من ...ممنونم اجازه دادی دوباره من گناهکار بیام پابوست ...،...
من با هزار چشم که پشت پلک اشک الودم در انتظار بودن
صحن ضریحت رو دیدم سلام کردم زیارت کردم
با چشم اجدادم که در حسرت مردن وهزارن عاشقی که نیامدن
دیدگاه ها (۳)

سرنوشت(ویو من)بعد از صبحونه، دوباره رفتم توی اتاق.همه‌چیز مث...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏۱۴●•_شرلوک هلمز_لبخندم هنوز رو...

مهمونی پارت ۵۵

پارت ۵

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟗شرطم ا...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

پارت هفتم | دیدار دوبارهپارک لاراـ لارااااا!تو خواب نازم بود...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ‌ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟭𝟬𝟬صدای آرومش بین هیاهوی دو...

پارت ۴۳ — بهایی که باید پرداخت می‌شدیونگی هنوز همان‌جا ایستا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط