دفعه قبل که مشرف شدم هنوز در حال نصب ضریح بودن

دفعه قبل که مشرف شدم هنوز در حال نصب ضریح بودن
دلم گرفت نمی دونستم که عمری میمونه برای دیدنش یا نه
وقت رفتن گفتم اقا دلم گرفت من ضریح جدیدت رو که همه دیدن و میگن قشنگه حتی تو شهر اوردن ندیدم تو تلوزیون هم نشون داد ندیدم
چقدر بی لیاقتم من میرم
کاش دوباره بطلبی و دعوت کنی
اگر چه میدونم خیلی ها تو صف هستند که اجازه حضور بدی دعوت کنی
ارباب من اقای من ...ممنونم اجازه دادی دوباره من گناهکار بیام پابوست ...،...
من با هزار چشم که پشت پلک اشک الودم در انتظار بودن
صحن ضریحت رو دیدم سلام کردم زیارت کردم
با چشم اجدادم که در حسرت مردن وهزارن عاشقی که نیامدن
دیدگاه ها (۳)

باغ امام صادق وعاشقانی که هر جا رد و نشانی از اهل بیت می بین...

اولین چیزی که با دیدن دو گنبد یادم امد این بود امام رضا سلام...

سرداب حضرت عباس شب حرم موندم چون بیرون سرد بود امدم سرداب هم...

زهمه دست کشیدم که تو باشی همه امبا تو بودن زهمه دست کشیدن دا...

پلیس مخفی

برای فرشته من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط