جونگ کوک ویو

جونگ کوک ویو
با تهیونگ رفتیم عمارت که ا.ت رو کاناپه خوابش برده بود بغلش کردم و بردمش تو اتاق خودش منم رفتم حموم و اومدم این نمیدونم چرا باهاش مهربون شدم
تهیونگ: کوک تو فکری
جونگ کوک: هان
تهیونگ: میگم داشتی به چی فکر میکردی
جونگ کوک: به این دختره ا.ت
تهیونگ: خوشت اومده ازش
جونگ کوک: این چه حرفیه من یه مافیای بی رحمم حالا از یه دختر خوشم بیاد تو چی از الی خوشت اومده
تهیونگ: شبیه خواهرش پرو عه یه چی بهش میگی بد ترش و بهت میگه
جونگ‌کوک:خب داداش من چرا بهش یه چی میگی که بدترش و بهت بگه باهاش مهربون باش بهش فحش نده که بد ترش و بهت بگه
تهیونگ: باشه بابا تو خوبی
دیدگاه ها (۷)

فردا صبح ا.ت ویواز خواب نازنینم بیدار شدم رفتم پایین که الی ...

الی ویو.باید یه کاری کنم که ا.ت و جونگ کوک بهم برسن البته من...

جونگ کوک ویورفتم براش بستنی خریدم جونگ کوک: نمیدونستم چه طعم...

جونگ کوک: من هرموقع ناراحتم میام اینجا ا.ت: ولی من یه جای خل...

بچها جون کمکککک

Love in the dark④⑤یک ماه بعد کوک: ممنون عزیزم شام خیلی خوشمز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط