ی وقتایی ی جاهایی ی حرفایی
یہ وقتایی ، یہ جاهایی ، یہ حرفایی ،
چنان آتیشت میزنہ کہ ...
دوست داری فریــاد بزنی، ولی نمیتونی !!
دوست داری اشک بریزی ، ولی نمیتونی !!
حتی دیگہ نفس کشیدنم برات سخت میشہ !
تمامــ وجودتــ میشہ بغضے کہ نمیترکہ ...
بہ این میگن " درد بے درمون "
چنان آتیشت میزنہ کہ ...
دوست داری فریــاد بزنی، ولی نمیتونی !!
دوست داری اشک بریزی ، ولی نمیتونی !!
حتی دیگہ نفس کشیدنم برات سخت میشہ !
تمامــ وجودتــ میشہ بغضے کہ نمیترکہ ...
بہ این میگن " درد بے درمون "
- ۱.۷k
- ۲۵ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط