سرورمبه دستانت

سرورم!به دستانت،
موهایت،لبانت،و سایر اندام‌هایت بگو
که من شرمنده‌ی همه‌شان هستم
فعلاً چنان غرقِ کشف چشمانت شده‌ام
که فرصتِ وصفِ آن‌ها را ندارم

نزار قبانی
نام عکاس رو نمیدونستم اما ربط این شعر که سروده شده برای چشمهای " یار " با این عکس قشنگ رو میتونم حس کنم .
دیدگاه ها (۱)

خود این عکس ، داروست برای چشم و دل ! ساقی بیا که هاتف غیبم ب...

گفتم :چند دقیقه اینجا بنشین و به من تکیه بده گفت کارم از تکی...

هر که عاشق نیست او را روز نیست هر که را عشقست و سودا ...

" در من آن پرنده‌ی با تو...با تو ؛ پرنده‌ایکه زبان باران رای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط