صبح روزی پشت در می آید و من نیستم

صُبحِ روزی پشت در می آید و مَن نیستم

قِصــــــه دُنیا به سَر می آید و مَن نیستم

یک نَفر دلواپَســــم این پا و آن پا می کند

کاری از من بلکه بر می آید و مَن نیستم

بَعد ها اطرافِ جایِ شَب نشینی هایمان

بــویِ یک سیگارِ زرمی آید و مَن نیستـــم

خواب و بیداری، خُدایا بازهم در می زنند

نامه هایم از سَفر می آید و مَن نیستــم

در خیابان، در اُتاقم، روی کاغذ، پشتِ میز

شعـــرِ تازه آنقدر مــی آیـــد و مَن نیستم

بعد ها وقتی کـه تنها خاطراتم مانده است

عِشق روزی پشت در می آید و مِن نیستم

هرچه من تا نبش کوچه می دویدم او نبود..

روزی آخــــر یک نفر مــی آید و من نیستم♥ ...
دیدگاه ها (۱)

حَدِ اعلای ادب را مَن رعایت کرده ام.." تا نِشستی در دلم♥ " ...

به اِستخاره سُراغ از دلم مگیر که عــمریستکتابـــی ام که به غ...

#کاش گوشی ات را برداری و احوالم را بپرسیو برایم بگویی:که از ...

به #تو ❤ که می‌رسم، مَکث می‌کنم!انگار در زیبایی‌اتچیزی جا گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط