در دلِ من چیزیست، مثلِ یک بیشه ی نور

در دلِ من چیزیست، مثلِ یک بیشه ی نور

مثلِ خواب دمِ صبح

و چنان بی تابم

که دلم می خواهد، بدوم تا تهِ دشت

بروم تا سرِ کوه

دورها آواییست که مرا می خواند...
دیدگاه ها (۲)

یک بغل حرف، ولی محض نگفتن دارم !روح نفرین شده ای در قفس تن د...

این نامه را در قطار بخوانباز کردی اگر چمدانت رادنبال خاطره ه...

درد یعنی بزنی دست به انکار خودتعاشقش باشی و افسوس گرفتار خود...

عـــــآشِـق رآ کــﮧ بـــرعَــکــس کـــنـے ...مـے شَـود قـشــ...

🌷🌸 #تابستان است سایه ها میدانندکه چه تابستانیستمهربانی هست س...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

Broken Wings پارت 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط