برای تو مینویسم که عزیزتر از جان شدی و لازمتر از نفس

برای تو مینویسم که عزیزتر از جان شدی و لازم‌تر از نفس . .
عزیز دور، عزیز دست نیافته، عزیز بوسیدنی، عزیز قلبم،
برای تو مینویسم
که خواستم تو را در آغوش بکشم؛ ولی دستانم کوتاه بود
برای تو مینویسم که بوسیدنت آرزو بود . .
برای تو مینویسم که یک جهانی :)
مینویسم برای تمام روزهایی که قرار است نباشم . .
باشد که بدانی و بدانند که تو را دوست می داشتم . .
بسیار، بسیار . . .
#عشق جانم
دیدگاه ها (۱)

نزار قبانی میگه : «من هیچوقت احساس ناتوانی نمیکنم، مگر وقتی ...

‹‹ بماند ڪه ندارمت ..بماند ڪه هنوز دلم برایت تنگ است ..بماند...

برایش‌نوشتم:شایدزندگی،نفوذِاندوه‌به‌‌تنِ‌جهآن‌باشد...کمی‌تحم...

تا حالا شده بری تو صفحه چتش هی براش بنویسی و بنویسی و‌ اخر س...

برای فرشته من

My Vampire P27

24:Amityville Horror Houseخانه‌ی ترسناک امیتویلنگاهی خیره به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط