part last

چند پارتی از نامجون

خیانت کیم



راوی « همینطور ک اشکای اون دختر مظلوم از روی گونش سر میخودن..... و ذهنی ک آشفته بود ب راهش ادامه داد
اونقدری ک تنها چیزی ک اونو ب خودش اورد نوری بود ک با سرعت داشت بهش نزدیک میشد
نور ماشین روبه روش اونقدر زیاد بود و چشم های دختر ک از گریه زیاد سست شده بود
تحمل دیدن اونو نداشت
کنترل ماشین از دستش در رفت
نور ب ی میلی متریش رسیده بود ک

« ات! ات! اتتت!!! »

+جییییییییغ

جیغی کشید

ات ویو

این.. این ص. صدا.. صدای نامجون بود!؟

_ات!

_ات!

لحظه ای نگذشت ک از اون خاب تلخ بیدار شدم هنوز نمیتونستم باور کنم ک خاب بوده
چشمام رو ک باز کردم
نامجون رو دیدم
اولین کاری ک کردم محکم توی بغلم فشردمش
و گریه کنان گفتم

+هققققق نامجونا...

و محکم تر بغلش کردم
کنترل گریه هام از دستم در رفته بود بلند بلند گریه میکردم
درسته اون همش ی خاب بود
ولی اینو فقط ی دختر میتونه درک کنه ک چقد دردناکه اونی ک عاشقشی بهت خیانت کنه!
نامجون دستش رو گذاشت پشت سرم و نوازش کنان گف

_هیی.. ات اروم باش... اون فقط ی خاب بود... نترس تو منو داری

+اتفاقن توی خابم تورو از دس دادم...هق هق هق
نامجونا...

از خودم جداش کردم و با چشمای گریونم بهش خیره شدم

+تو... تو(فین) ک م. م. منو ترک نمیکنی نه؟
بهم خیانت نمیکنی نه؟ هق

درحالی ک انگشت شصتش روی گونم سر میخورد
و اشکام رو پاک میکرد لب زد

_اخه من چطور دلم میاد همچین بیبی گرل دل نازکی رو ول کنم... بعدشم نبود تو مساوی با مرگ من

+ راس میگی *فین

_اهوم
.
.
.

دوتامون ب تخت تکیه داده بودیم خاستم خابم رو براش تعریف کنم ک دوباره گریم گرفت

نامی ویو

داشت تعریف میکرد ک دوباره اشکش در اومد
منم همچین خابی بدیدم گریه میکردم
ولی.... چرا گریه میکنه دوباره!
من ک الان کنارشم
چن دقه ای گذشت فکر کردم بخاطر گریشه ک سکوت کرده خاستم بش بگم دیگه گریه نکنه اون منو دارع
اما ب کیوت ترین حالت خابیده بود
سرش خم شده بود رو ب پایین
برای اینکه گردنش درد نگیر و دیگه خاب بد نبینه
سرش رو گذاشتم رو پام و شروع کردم ب نوازش کردنش
ک نمیدونم چطور خابم برد :)

اهم اهم درخاستی؟
دیدگاه ها (۷)

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و... p18ات. تو.... تو اونو ک...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟐ویو آنیا منتظر بودم که دیدم کوک با پاس...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۲" در آغوش رویای آبی ات "...

وقتی میاریش ایران و با پسرعمو هات گرم میگیری

پارت۴

دوپارتی درخواستی

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط