پارت ۱۴

پارت ۱۴
که یهو صدای تیر اندازی آمد
کای.قربان باند ببر زخمی به ما حمله کردن
تهیونگ. اههه فکر کرده میتونه در برابر من به جنگه
ات.چ.چ.ی شد..ده
تهیونگ. هیچی تو برو خونه به هیچ دلیل از خونه بیرون نمیای
ات. با.اشه
ات رفت داخل و تهیونگ و محافظاش حمله کردن
ات ویو
الان ۲ساعته که صدای تیر اندازی میاد . چیشده باند ببر زخمی کنه که یه دفعه یه صدای تیر قطع شد و داد جیغ خوشحالی رفت تو هوا رفت بدو بدو رفتم تو حیاط با کلی مرده مواجه شدم که دیدم افرادای تهیونگ دارن خوشحالی میکنن دیدیم تهیونگ داره میاد سمتم
تهیونگ. چرا آمدی بیرون. داد.
ات. من من مفقط خواستم ترس
تهیونگ .فقط خواستی چی ها عربده
تهیونگ. میدونی اگه بجای اینکه ما پیروز بشیم اونا پیروز میشدن تو میومدی بیرون ممکن بود بلایی سرت بیارن ها عربده
ات. تو اگه نگران منی سرم داد نمیزدی تو انباری نمی نداختیم
که کای آمد
کای.ارباب اوردیمش
.........
بنظرتون کیه
حمایت ها خیلی کم شدن من با ۶۰ فالور باید پارتام ۸تا لایک داشته باشه
اگه اینطوری شرط میزارم
حمایت کنید لطفا😢
دیدگاه ها (۱۱)

پارت ۱۵کای . ارباب اوردیمش ات ویو رومو برگردوندم دیدم یه پسر...

لیا.نههههههتهیونگ. تو اینجا چه غلطی میکنی مگه نگفتم اینا ببی...

پارت ۱۳تهیونگ. گرفته بود ها مگه نریم خونه فلش بک داخل خونه ت...

پارت۱۲یکی دیدم قیافش خیلی آشنا بود دقت که کردم اون جیمین بود...

وقتی پسر عموته و.....پارت۳که یهو ات از روی مبل بلند شد ، انق...

شب بود , تو و تهیونگ توی مهمونی بودین و تو با تهیونگ قهر بود...

part =7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط