به شرط آبرو با جان قمار عشق کن با ما

به شرط آبرو با جان قمار عشق کن با ما
که ما جز باختن چیزی نمی خواهیم از این بازی

از این شادم که در زندان یادت گرچه محبوسم
تو از من چون صدف در سینه مروارید می سازی... ‌
دیدگاه ها (۱)

زندگی آهسته تر من خسته امکوله بار پاره ام را بسته ام ...

ندانستیم و دل بستیمنپرسیدیم و پیوستیم ولی هرگز نفهمیدیمشکار ...

.دولت عشق به هر بی سر و پائی نرسدپادشاهی دو عالم به گدائی نر...

آدم ها گاهی دوست دارند قدم بزنندو به هزار فکرِ نکرده بپردازن...

اگر در بازی شطرنج یک مهره ی مؤنث (زن) وجود داشت ،بدون شک پاد...

پریشانم ولی سر بر نمی‌دارم ز کابوسمچهل سال است در یک پیله‌ی ...

بی نهایت دوستت دارم ، اگر باور کنیمی توانی این سند را، ثبت د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط