در من شبی

در من شبی
وجود دارد
که صبح نمی‌شود
مگر با طلوع تو ...
خزانی
که بهار نمی‌شود
مگر با شروع تو ...
خانه‌ای
که گرم نمی‌شود
مگر با حضور تو ...
دیدگاه ها (۱)

بوسه از پیشونی...بوسه ایه که از دل بر میادبوسه ایه که عمیق و...

هر رابطه ای رمزدوامش «عشق» استحسی به تو دارم که تمامش «عشق» ...

تکه ای از من نیستی تمــــــــام منی نباشی ...تمام می شوم !

ڪَــاهی آنقــدردلــــم هـــوایت را میــڪندشـــــک میــــڪنم ...

عشق گاهی همین است  چرخیدنِ بی‌ادعای جهان  در مدار حضورِ کسی ...

امشبی را شه دین در حرمش مهمان استمکن ای صبح طلوع عصر فردا بد...

مکن ای صبح طلوع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط