من تردید داشتم که با نبودنت آرام می شوم یا با بودنت خوشبخ

من تردید داشتم که با نبودنت آرام می شوم یا با بودنت خوشبخت؟
و حتی شک داشتم که آرامش را می خواهم یا خوشبختی را!
و هنوز دست و پا میزنند
ذهن خسته ام…
قلب درمانده ام…
چشمان بهت زده ام…
حرف هایم این روزها سر و ته ندارد!!
دیدگاه ها (۶)

تو ماهی و من ماهیِ این برکه ی کاشی..اندوه بزرگی ست زمانی که ...

چشمان تو برهم زده بازار جنان راپیغمبری آموخته موسای شبان راآ...

چه هوایی چه طلوعی جانم باید امروز حواسم باشد که اگر قاصدکی ر...

کاش تا دل میگرفت و میشکستدوست می آمد کنارش می نشست!کاش میشد ...

احیای میدان توجه در روزهای اضطراب───────────────────────────...

Could you hold me without any talking?....انسان های زندگی‌ام...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۲۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط