۱/۳وقتی ( البته از ته بود چون نتونستم از شوگا نوشتم )یونگ
۱/۳وقتی ( البته از ته بود چون نتونستم از شوگا نوشتم )یونگی مافیاعه و اشتباهی به ات شکلیک میکنه و ات میره کُما
درخواستی
یونگی : بسه دیگه انقدر اذیت نکن میدونی که عصبی بشم شلیک میکنم
ات : من دیگه نمیتونم شلیک کن اگر نمی کنی خودم شلیک کنم
یونگی : اوکی
ات : زود باش منتظر چی هستی ( داد )
یونگی : ........
ات : ( تفنگ رو از یونگی گرفت و شلیک کرد )
یونگی ویو
ات خیلی عصبانیم کرد یک هو امد جلو منم حواسم نبود ات شلیک کرد و خون همه جا جاری شد اجوما رو صدا زدم ولی جواب نداد بعد یادم افتاد رفته خرید
ات رو بلند کردم گذاشتم تو ماشین
پایان یونگی ویو
رسیدم بیمارستان گفتم یه تخت بیارن ات رو گذاشتم و بردنش اتاق عمل
شرایط
۴ لایک
میدونم کم بود
درخواستی
یونگی : بسه دیگه انقدر اذیت نکن میدونی که عصبی بشم شلیک میکنم
ات : من دیگه نمیتونم شلیک کن اگر نمی کنی خودم شلیک کنم
یونگی : اوکی
ات : زود باش منتظر چی هستی ( داد )
یونگی : ........
ات : ( تفنگ رو از یونگی گرفت و شلیک کرد )
یونگی ویو
ات خیلی عصبانیم کرد یک هو امد جلو منم حواسم نبود ات شلیک کرد و خون همه جا جاری شد اجوما رو صدا زدم ولی جواب نداد بعد یادم افتاد رفته خرید
ات رو بلند کردم گذاشتم تو ماشین
پایان یونگی ویو
رسیدم بیمارستان گفتم یه تخت بیارن ات رو گذاشتم و بردنش اتاق عمل
شرایط
۴ لایک
میدونم کم بود
- ۷.۴k
- ۲۶ مهر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط