عشق یا نفرت

عشق یا نفرت؟
(طابع قوانین ویسگون)
P¹⁰
شب ساعت 8:30
*کل خانواده پیش هم نشستن*
پدربزرگ:جونگکوک..برای امشب همراه داری؟
جونگکوک:معلومه..دوست دخترم رو دعوت کردم..
پدربزرگ:ا/ت..تو چی؟
ا/ت:بله..ی همراه جنتلمن دارم..
پ.ا/ت:واقعا؟
ا/ت:بله..چرا تعجب کردی بابا؟
م.ا/ت:اخه تو تازه از فرانسه اومدی..عجیبه یکم..
م.جونگکوک:حالا کی هست؟
*به قیافه ی عصبی جونگکوک نگاهی انداختم،معلوم بود دلش میخواست بکشتم،متوجه شدم وضعیت خیلی بده پس شوخی کردم*
ا/ت:معلومه..پدر بزرگه..(خنده)
همه:(خنده)

مهمانی:
*همه در حال مست کردن بودن،جونگکوک دوست دخترش رو بغل کرده بود و همش از دوست دخترش لـ/ـب میگرفت،ا/ت یک لیوان شراب قرمز برداشت،وقتی برگشت با کسی برخورد کرد*
ا/ت:وای ببخشید..
تهیونگ:عیبی نداره..من متاسفم..
ا/ت:ببخشید..ولی خیلی خوشتیپید..
تهیونگ:واقعا؟
ا/ت:اره..
تهیونگ:ام..همراه دارید؟
ا/ت:نه..
تهیونگ:نظرتون چیه همراه امشبتون باشم؟(دستش رو جلو میاره)
ا/ت:خوشحال میشم(دست تهیونگ رو میگیره)من ا/ت هستم،جئون ا/ت
تهیونگ:اوو..پس دختر عموی جونگکوکی؟
ا/ت:بله..
تهیونگ:پس باید بدونی این جشن برای توعه
ا/ت:بله میدونم(خنده)
تهیونگ:منم تهیونگم..کیم تهیونگ..
ا/ت:چه اسم جالبی(لبخند)
تهیونگ:ممنون..بیا بریم پیش بقیه..
ا/ت:حتما
*باهم میرن پیش بقیه،هردو میشینن،جونگکوک تعجب میکنه و با حالت مستی سوالی میپرسه*
جونگکوک:چرا باهمید؟
تهیونگ:همراه امشب خانم جئون من هستم..
جونگکوک:چه زری زدی؟(بلند میشه،یقه تهیونگ رو میگیره)
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۵)

شق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون)P¹¹تهیونگ:همراه امشب خانم جئ...

جیهوپ❌مظلوم☑️

جونگکوک مظلوم 😭😂

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون) P⁹جونگکوک:سوار شو.. ا/ت:با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط