گوشواری به دو گوشم می‌آويزم

گوشواری به دو گوشم می‌آويزم
از دو #گيلاس سرخ همزاد
و به ناخن‌هايم برگ گل کوکب می‌چسبانم...
من در پناه #شب
از انتهای هر چه نسیم‌ست، می‌وزم
من در پناه شب
دیوانه‌وار فرو می‌ریزم
با گیسوان سنگینم،
در دست‌های #تو
و هدیه می‌کنم به تو گل‌های استوایی این گرم‌سیر سبز جوان را...



#فروغ_فرخزاد
#بامن_چایی_میخوری☕️⚘️🍃
#حال_خوب #عطر_خوش_زندگی #عطر_زندگی#بهار#مرداد #باران#شعر#ادبیات#آرامش#حس_آرامش#خدایا_شکرت#زندگی#زندگی_عاشقانه
دیدگاه ها (۲۷)

«و من شیفته سکوتِ خیال انگیز انتهای #شبم »آرامش محض، گوشه دن...

حوصله کنمجروحِ آبیِ منرها شوخودت را به موج بسپاراین خیزِ بلن...

خنده‌ های تو کودکی‌ام را به من می‌بخشد .و آغوش تو آرامشی بهش...

زندگی بازی #خورشید و سایه استبازی شادی و غم، امید و ناامیدی....

در صداقت عمقی است که در دریا  نیستو در #سادگی بلندایی است که...

گاهی فقط بی‌خیال باش...وقتی قادر به تغییرِ بعضی چیزها نیستی؛...

هیچ‌کس قوی‌تر از #زنی نیست که در فروپاشیده‌ترین و غمگینانه‌ت...

و زنان؛ناگهان خودشان را و #قدرت نهفته‌ی خودشان را پیدا می‌کن...

گاهی باید یاد بگیری خودت را، حتی بدون تأیید دیگران، دوست داش...

خیال بباف، نفس بکش، #کتاب بخوان، ذوق کن. به هر شکلی که می‌شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط