چشم‌هایت را

چشم‌هایت را

که‌رقصِ شرجیِ باران دارد

میهمانِ کویرِ قلبم نکن،

بوی خاکِ نم‌شده،

عادت می‌آورد.
دیدگاه ها (۳)

عزیز من ،امروزبی بهانه بیا و با من صحبت از هوا و کار و درس ...

. بی‌وفایی می‌کنی من هم تماشا می‌کنمفرصتی تازه برای گریه پید...

حالم را می پرسی ...؟!نگران نباش می گذرد ...!روزهایم را می گو...

بی سبب نیست که من در به در کوی تواممن سرگشته اسیر غم گیسوی ت...

از هیاهوی فکرها دست می‌کشم.روی نیمکتی میان خاکستریِ بی‌انتها...

برمزارم گريه كن اشكت مرا جان ميدهد ناله هايت بوى عشق و بوى ب...

عزیزکرده‌... قدم‌هایت را نه بر خاک، که بر قلبم نهادی... همان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط