اسم داستان

اسم داستان:
داستان های من و یوتیوب

من و امی بهترین دوست های هم هستیم و هر دو ی ما داخل یوتیوب پیج داریم
عضو های پیجمون ۴۰۰kهستش
اره دیگه من و امی با هم داخل یک رستوران قرار گذاشتیم و در
رستوران پخش زنده گذاشتیم
و ما داخل رستوران چالش گزاشتم راستش من و امی
فعالیت های داخل پیج مون راجب چالش و گیم های مختلف هستش خلاصه من و امی در حالی که داشتیم غذا می‌خوردیم و پخش زنده میگذاشتیم ناگهان برق ها رفت و آمد امی گفت:
به نظر من جای نگرانی نیستش حتما رعدوبرقی چیزی هستش
من گفتم که ولی هوا بارونی نیستش امی رو به دوربین کرد و گفت یعنی چی میتونه باشه ها؟
چون منم اصلا نمیدونم 🫠
داخل نظرات نوشته بود که داخل اون رستورانی که شما رفتید یکی از قدیمی ترین رستوران هاست و جن زده هستش البته من زیاد نمیدونم باید از رئیس رستوران بپرسید من و امی واقعا ترسیده بودیم با امی خداحافظی کردم و به سمت خونه 🏠 رفتم من از ترس و خستگی رفتم و خوابیدم صبح که شد به پیج یوتیوب هم رفتم و دیدم که پیجم بالا نمیاد و فهمیدم که پیجم مسدود شده
سریع به امی زنگ زدم بهش گفتم سلام چطوری میگم من پیجم مسدود شده امی تا شنید که پیج من مسدود شده سریع به
یوتیوب رفت به پیجش سر زد
دید که پیجش مسدود نشده بهم گفت سانی میگم که من پیجم مسدود نشده تا فهمیدم پیج امی مسدود نشده یه فکری به سرم زد به امی گفتم خب... من ۱۰ دقیقه ی دیگه اونجام امی گفت :
ام باشه

ادامه پارت دو🎀
دیدگاه ها (۰)

خوبه🫠👍...

یوهاهاها هاهاها هاهاهاهاادیت زدمممممم🫠👍

ار

آرت مناطق محروم🫠❄️🪽❄️🪽❄️🪽❄️آبیه😶👍اسم: ناکی🍕فامیلی: سانایی🍔سن...

سلام بچه ها خوبین؟ منم ملیسا احتمال زیاد خیلی هاتون نشناسید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط