شعرهای آخرم را جور دیگر گفته‌ام

شعرهای آخرم را جور دیگر گفته‌ام
با غم واندوه تو، با قلب پرپر گفته‌ام

با خیال روی تو، در گوشه‌ی تنهایی‌ام
یکّه و تنها و بی همراه و یاور گفته‌ام

هرچه میگفتند بس کن عاشقی دیوانگیست
باز هم از عشق تو، هم کور و هم کر گفته‌ام

گفته بودم «دوستت دارم» به من گفتی نگو
طاقت دل طاق شد، صد بار دیگر گفته‌ام

حکم اعدامم شبی در شهر اجرا میشود
بس که از عشقت برای خلق کافر گفته‌ام

با سکوتت سر نَبُر از بیت بیت شعر من
این غزل را من نه با دل بلکه با سر گفته‌ام...
دیدگاه ها (۱)

اصرار نکن...ما شدنِ ما شدنی نیستتردید نکن...این گره ها وا شد...

شب به سحر نمیرسد ،گر نکنم خیال تواین دل بیقرار من ،رشک برد ،...

شبی در عالم مستی نشستم گریه ها کردم برای این دل خسته شبی تاص...

ﺗـــــــــــــــــﻮ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽﻛﻪ ﺭﻭﺯﮔـــــــــــــــــﺎﺭﺩﺭﯾـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط