تو تنها میتوانی آخرین

تو تنها میتوانی آخرین
درمان من باشی
وبی‌شک دیگران بیهوده
میجویند تسکینم

توآن شعری که من جایی
نمیخوانم که میترسم
به جانت چشم زخم آید
چومیگویند تحسینم


"محمد_علی‌_بهمنی"
دیدگاه ها (۲)

من امروز، از میی مستم، که در ساغر نمی‌گنجدچنان شادم، که از ش...

لبش را هر چه بوسیدم، فزون‌تر شد هوای منندارد انتهایی خواهش ب...

از تو با مصلحت خویش نمی‌پردازمهمچو پروانه که می‌سوزم و در پر...

میروی اما دلم پیش دلت جا مانده است این دل تنهای من بعد تو تن...

khiyanat duroqhin𝚙𝚊𝚛𝚝9سوهو.. باشه ولی از ما گفتن...که ا/ت و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط