حیح سناریو

حیح سناریو
وقتی که میگی من نیاز بهت ندارم خودم کارامو انجام میدم و اونا میشنون من بهت نیاز دار
نامجون:شیطون شدی
ات:نهههه اونطوری که فکر میکنی نیست
نامجون:من برم کتاب بخونم___________________

جین:اوهههه خانم ما بار اول اینطوری میگه سرت خورده به دیوار
ات:جیننننن نه اونطوری که فکر میکنی نیست که جین لباشو میزاره

شوگا:اوه باشه من امادم و پرتش میکنه رو تخت و....

جیمین:اوکی منم خیلی دلم میخواد و اره دیگه


تهیونگ:ایشون راند 20 هستن مزاحم نشین

کوک:اون هم راند 16 هست مزاحم نشین
دیدگاه ها (۱)

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

پارت پنجم _ دنیای عجیب

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۸۷ | آخرین اجرای م...

part4 «پوزش بابت تأخییر » که همهشون به من نگاه کردم و من گ...

پارت دهم ....پدر.ت. می تونید برید توی اتاق جلسه و صحبت کنید ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕𝟏تهیونگ بدون هیچ حرفی رفت روبه روش زانو...

چند پارتی تهیونگ

part 31چند دقیقه ای بعد این حرف سکوت بود، کسی نمی دونست باید...

#in_your_eyes"ادامه پارت ۸۸"ویو کایلافقط دلم میخواست مطمئن ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط