nimataban62 77509419

دیدگاه ها (۰)

از بس که چو شمع از غم تو زار بسوزمگویم نچنانم که دگربار بسوز...

گر بوی یک شکن ز سر زلف دلبرمکفار بشنوند نگروند کافرموز زلف ا...

یارم تویی به عالم، یار دگر ندارم،تا در تنم بود جان، دل از تو...

زندگی کردن شده آرزو مون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط