ای آن! چه صدایت بزنم، نام نداری؟

ای آن! چه صدایت بزنم، نام نداری؟
من کفتر جلدت شده‌ام ، بام نداری؟

ای ماهِ بهم ریخته پیغمبر افسون!
از عشق به این شب‌زده پیغام نداری؟!

«زیباتر از آنی که در آیینه بگنجی»
این را به کسی جز خودت اعلام نداری!

بی نظمی گیسوت بهم ریخت جهان را
آخر تو چرا لحظه‌ای آرام نداری؟!

من زاده شدم عشق بورزم به تو تا مرگ
ای آنکه خبر از دل تنهام نداری!
دیدگاه ها (۳۰)

قلب من با تو فقط میل تپیدن داردبوسه از سیب لبت رغبت چیدن دا...

ســــــــلــام دوستانفردا عروسیمهکدوم رو ماشین عروس کنم؟کامن...

هیچ یادم میکنی آرام جان خسته ام ؟هیچ یادم میکنی معشوقه ی مم...

عشق یعنی خود نبینی ، از منیت بگذریاز همه دلبستگی با قاطعیت ب...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

تکپارتی موزیکال بدون شخصیت

یه سوال این اتاقی که پر پوستر انیمه باشه چشههرچی میرسه میگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط