سناریو
سناریو :
وقتی بدونه اجازه رفتی پارتی و دو نصفه شب برگشتی :
نامجون : این کارت از نظر اخلاقی درسته به نظرت ؟ هیچ میدونی چقد نگران شدم ؟(غرغر میکنه)
جین : اینجای بلاخره گفتم شاید موندی تو همون طویله ، نگرانی میدونی یعنی چی ؟
شوگا : (میره اتاق برای خودش پتو و بالشت میاره و میره رو کاناپه میخوابه بدون هیچ حرفی)
جیهوپ : ازت توقع نداشتم حداقل میتونستی باخبرم کنی (اینو میگه و میره بیرون)
جیمین : به ساعت نگاه کردی هاااا ؟ میدونی چند بار بهت زنگ زدم ولی موقعی که من داشتم از نگرانی جون میدادم تو اون وسط داشتی قر میدادی (با داد میگه)
تهیونگ : (با خونسردی حرف میزنه که بیشتر شبیه سرد رفتار کردن هست) بار آخرت باشه وگرنه در و قفل میکنم بری بمونی تو همون خراب شده (با داد میگه فهمیدی ؟)
جونگ کوک: چه عجب برگشتی خراب شدهی خودت اگه سیر نشدی برو ، هیچ میدونی همه جای شهر و دنبال تو بودم ؟ داشتم دیونه میشدم ، گوشیت و چرا جواب نمیدادی هاااااااا ؟ جواب من و بده لعنتی
نظرتون و حتما بگید نانای ها#سناریو#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ کوک#یونگی#وی
وقتی بدونه اجازه رفتی پارتی و دو نصفه شب برگشتی :
نامجون : این کارت از نظر اخلاقی درسته به نظرت ؟ هیچ میدونی چقد نگران شدم ؟(غرغر میکنه)
جین : اینجای بلاخره گفتم شاید موندی تو همون طویله ، نگرانی میدونی یعنی چی ؟
شوگا : (میره اتاق برای خودش پتو و بالشت میاره و میره رو کاناپه میخوابه بدون هیچ حرفی)
جیهوپ : ازت توقع نداشتم حداقل میتونستی باخبرم کنی (اینو میگه و میره بیرون)
جیمین : به ساعت نگاه کردی هاااا ؟ میدونی چند بار بهت زنگ زدم ولی موقعی که من داشتم از نگرانی جون میدادم تو اون وسط داشتی قر میدادی (با داد میگه)
تهیونگ : (با خونسردی حرف میزنه که بیشتر شبیه سرد رفتار کردن هست) بار آخرت باشه وگرنه در و قفل میکنم بری بمونی تو همون خراب شده (با داد میگه فهمیدی ؟)
جونگ کوک: چه عجب برگشتی خراب شدهی خودت اگه سیر نشدی برو ، هیچ میدونی همه جای شهر و دنبال تو بودم ؟ داشتم دیونه میشدم ، گوشیت و چرا جواب نمیدادی هاااااااا ؟ جواب من و بده لعنتی
نظرتون و حتما بگید نانای ها#سناریو#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ کوک#یونگی#وی
- ۴۷۷
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط