دوستان گرامی : هشتاد مرغ عشق داشم

دوستان گرامی : هشتاد مرغ عشق داشم
در اوقات فراغت روبروی آنها می نشستم و به آنها نگاه میکردم و رفتار و کردار آنها را زیر نظرداشتم بالاخره
روزی جان آنها به تنگ و اینچنین به طبع شعرم شکوه نمودند :

((( ناله های مرغ عشق )))


مرغِ عشقی , در قفس زندانی ام .

بهرِ آب و دانه ای , فربانی ام .


دور کن , تاوانِ این تحقیر را .

شوقِ پروازی بده , ارزانی ام .


در سه فصل از این جهانِ بی وفا .

از اسارت بودنم , پروا نی ام .


چون بهاری را نمی بینم به خود .

زین سبب , نالان و بس گریانی ام .


من به عمرِخود ندیدم , باغ و راغ .

دائمأ , در بی سر و سامانی ام .


مانده ام , در کُنجِ شومِ این قفس .

با دل و با دیده یِ بارانی ام .


* من ندانم معنیِ پرواز چیست .

پس کجاست آن شهره یِ کیهانی ام ؟


چونکه دارم قامتی , خوش و خطّ و خال.

اینچنین در دام ها , زندانی ام .


** تا به کِی , از این قفس به آن قفس .

طی شود این عمرِ پوچ و فانی ام .


مژده از آزادیِ مرغی اسیر .

مرهمیست , به زخمِ زندگانی ام .


** ای عظیم آزاد کن من را , ز دام.

** تا ببینی : جلوه یِ عرفانی ام .

====================
شاعر = عبدالعظیم عربی از خوزستان.
دیدگاه ها (۲۰)

((( پاسخ به شعرِ امام خمینی * ره *)))من به خال لبت ای دوست.....

تقدیم به سوره ( هُمَزَه ) :( هُ مَ زَ ه = عیبجو ).( لُ مَ ز...

عزیزان : روزی در یکی از کانالهای تلویزیون. تصویر پسر ...

روزی به قصد تشییع و تدفین دوستی بهقبرستان رفتم , در نزد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط