⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧

#ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧
Dark Legacy
───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────
پـارتـے¹⁴

اتاق توی سکوتی مرگبار فرو رفت. فضا اون‌قدر سنگین شده بود که صدای نفس‌های تند آیلا تنها صدایی بود که شنیده می‌شد. حرف‌های اعضای شورا مثل پتک توی سرش می‌خورد: «تو داری یه دختر ۱۷ ساله رو طعمه می‌کنی تا صاحب اون امپراتوری بشی!»
آیلا سرش رو چرخوند و زل زد به دست‌های تهیونگ که محکم روی پشتی صندلیش تکیه داده شده بودن. رگ‌های برجوسته‌ی دستش نشان از خشمی سرکوب‌شده داشت. آیلا لب‌هاش رو به هم فشار داد؛ یعنی تمام این مدت، تمام این ادعاهای محافظت و اون وصیت‌نامه، فقط یه سرپوش برای به دست آوردن یه ثروت یا قدرتِ نامعلوم بود؟
قبل از اینکه تهیونگ پاسخی به شورا بده، آیلا با غروری زخمی از جاش بلند شد. صندلی با صدای ناهنجاری روی سنگ‌های کف عقب کشیده شد. نگاهِ سرکش و پر از انزجارش رو مستقیماً توی چشم‌های تیره تهیونگ دوخت. حتی اسمش رو هم نیاورد؛ فقط با لحنی بریده و لبریز از خشم گفت:
— پس بازی این بود... من فقط یه کلید برای فتح امپراتوری بودم؟ تو هیچی با اون قاتل‌هایی که بابام رو کشتن فرق نداری!
اعضای شورا پوزخند زدن و جون‌کوک با نگرانی قدمی جلو اومد:
— پرنسس، سوءتفاهم شده، آروم باش...
— به من نگو پرنسس!
آیلا فریاد زد و دامن پیراهن حریر سفیدش رو جمع کرد. بدون توجه به هشدارهای تهیونگ، چرخید تا از سالن بیرون بره.
تهیونگ حتی یک قدم هم دنبالش نرفت، اما نگاهش مثل سایه‌ای شوم آیلا رو تعقیب می‌کرد. فقط سرش رو متمایل کرد به سمت جون‌کوک و با صدایی بم، آرام اما به شدت خطرناک دستور داد:
— نذار از عمارت خارج بشه.
آیلا با سرعت از پله‌های مارپیچ پایین دوید. تورِ بلند لباسش پشت سرش روی زمین می‌کشید و موج موهای طلایی‌اش توی هوا معلق بود. اشک توی چشم‌هاش حلقه زده بود، اما نمی‌خواست توی اون تالار کثیف گریه کنه. فقط می‌خواست از اون قفس، از اون مردِ سرد و از اون رازهای خفه‌کننده فرار کنه.
همون‌طور که به سمت در خروجی سالن اصلی می‌دوید، ناگهان برق‌های کل عمارت خاموش شد.
سالن توی تاریکی مطلق فرو رفت و صدای جیغِ چند زن همراه با غرشِ شلیکِ اولین تیر توی فضای بسته پیچید!
مهاجم‌ها وارد شده بودن... و آیلا درست وسط تالار، بی‌دفاع و تنها، توی تاریکی مطلق گیر افتاده بود.

ادامه دارد...

#شرط | ۳۰ لایک ـ ۴۰ کامنت ـ ۱۰ بازنشر

#DarkWill #DarkRomance #DarkRomanceBooks #MafiaRomance #MafiaKing #ForbiddenLove #DarkWill #DarkRomance #DarkRomanceBooks #MafiaRomance #MafiaKing #ForbiddenLove #DarkWill #DarkRomance #DarkRomanceBooks #MafiaRomance #MafiaKing
دیدگاه ها (۱۴)

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے¹³دست ته...

بانو فالو شه🎀✨@rose1127

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے⁸آیلا پش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط