کاش می شد خنده را تدریس کرد

کاش می شد خنده را تدریس کرد
کارگاه خوشدلی تاسیس کرد..!!
کاش می شد عشق را تعلیم داد
نا امیدان را امید و بیم داد..!!
شاد بود و شادمانی را ستود
با نشاط دیگران دلشاد بود..!!
کاش می شد دشمنی را سر برید
دوستی را مثل شربت سر کشید
کاش می شد پشت پا زد بر غرور
دور شد از خودپسندی,دور دور ..
با صفا و یکدل و آزاده بود
مثل شبنم بی ریا و ساده بود...
از دو رنگی و ریا پرهیز کرد
کینه را در سینه حلق آویز کرد...
کاش می شد ساده و آزاد زیست
در جهانی خرم و آباد زیست...
دیدگاه ها (۳)

شبهایی که تو نیستیدلگیرم...ازتو...از خودم...از همه...بهانه ا...

چه زیبا گفت .ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ …!!ﮔﺎﻫـــــﯽ ﺑﺎ ﮐﺴانی ﺳﺎ...

‌ سادگیم را... یکرنگیم را... به حماقتم نگذار... انتخاب کرد...

برای عشق من و تو هیچ ساحلی نیستهمه دریاست -دریای طوفانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط