V... RHS:

V... RHS:
دیانا: اوم

ارسلان: از دستت عصبانی بودم پس حقته

دیانا: ارسلان قضیه اون دختره چیه

ارسلان: مگه نگفتی زندگیم بهت ربطی نداره ‌؟

دیانا : ارسلان اذیت نکن

ارسلان: خب راست میگم دیگه ما یه ماه دیگه باید طلاق بگیریم

دیانا: باشه..

ارسلان: بخواب

دیانا: خوابم نمی‌بره

ارسلان: بهونه نیار بگیر بخواب

دیانا: ولم کن تروخدا

ارسلان: وارد کردم که آهی کشید

دیانا: آخ تروخدا

ارسلان: هرچی صدا بدی بیشتر ادامه میدم

دیانا: ارسلان تلمبه ای زد که آی گفتم و اون محکم تر ادامه داد

ارسلان: دیانا بالشت کوچیک رو رو دهنش گذاشته بود و میدونستم داره آه و ناله هاشو پنهون میکنه

ببخشید کمه فردا بیشتر پارت میزارم
دیدگاه ها (۸)

پارت ۲

I'm not jealous part 53خلاصه پدربزرگت به حدی به دایی بزرگت ا...

____[The Forbidden Crossing]____

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁷. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.تهیونگ به تایید س...

چون پارت ۱۱ زیاد بود دوتا فرستادم

تکپارتی تهیونگ

ابلیس

free from the court (p6)

آخرین جمله رو با گچ سفید نوشت و دستشو از تخته برداشت."خیلی خ...

پارت اخرپارت ۲۰ #پشت غرورتبارون آروم روی شیشه‌های بیمارستان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط