سلام ماهی ها... سلام، ماهی ها

سلام ماهی ها... سلام، ماهی ها
سلام، قرمزها، سبزها، طلائی ها
به من بگوئید، آیا در آن اتاق بلور
که مثل مردمک چشم مرده ها سرد است
و مثل آخر شب های شهر، بسته و خلوت
صدای نی لبکی را شنیده اید
که از دیار پری های ترس و تنهایی
به سوی اعتماد آجری خوابگاه هاا،
و لای لای کوکی ساعت ها،
و هسته های شیشه ای نور - پیش می آید؟


و همچنان که پیش می آید
ستاره های اکلیلی، از آسمان به خاک می افتند
و قلب های کوچک بازیگوش
از حس گریه می ترکند.
دیدگاه ها (۱)

این روزهابی حواس ترین زن دنیا منمکه در گذر از میان مردم شهرب...

عامل ابی کردن احساسمـ همیشهـ عاشقتـ میمونمـ

گل سرخگل سرخگل سرخاو مرا برد به باغ گل سرخو به گیسوهای مضطرب...

کاش می دیدم چیستآنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریستآه وقتی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط