تا میان روضه ات ما را مکان دادی حسین

تا میان روضه ات ما را مکان دادی حسین
دست ما گریه کنان برگ امان دادی حسین

تو نوشتی خواهرت هم پای آن را مُهر کرد
اشک دادی و به ما سود کلان دادی حسین
دیدگاه ها (۳)

بسم الله الرحمن الرحیم اشک و اشک :هر گاه که نگاهت به جهان، ب...

Last leaves/رمان جیمین

#درخواستی_هیونلیکس#سقوط_در_سکوتادامه ی پارت قبلی.... اون سرش...

dark life = 33

╭─────────────── ✈️ ───────────────╮✦ پارت ۸۹| آخرین نگاه قب...

پارت 8رمان✨ عشق مدرسه ای✨هیون :باشهات ساعت رو نگاه کردات: هی...

سلام قشنگام میخوام یه چند پارتی رو همزمان با فیکم بنویسموقتی...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²²﴿ویو راوی﴾صبح روز بعد...ات با حال و هو...

پارت 32 رمان عشق مدرسه ایو رفتند تو اتاق فرار و به حرف اونای...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط