نه باغ، نه بستان، نه چمن میخواهم.....

نه باغ، نه بستان، نه چمن میخواهم.....
نه سرو، نه گل، نه یاسمن میخواهم......


خواهم ز خدای خویش کنجی که در آن.
من باشم و آن کسی که من میخواهم.

#ابوسعید_ابوالخیر
دیدگاه ها (۳)

شعر چشمان تو در دفتر یادم جا ماند.مثل یک شاخه گل لای ورق تنه...

‏هرکه خود داند و خدای دلش................که چه دردیست، در کج...

کار چشمانت، فقط این است بی شک، دلبری.هر کجا دل را بخواهی،هرک...

منِ خسته چون ندارم، نفسی قرار بی‌تو.به کدام دل، صبوری، کنم ا...

🌱🍒شهر بر من تنگ شد، آهنگ صحرا می‌کنم  روی صحرا را ز اشک خویش...

چشم انتظارِ توامجایت اینجا خالی‌ستچون صدفی که نیست در آن دُر...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط