دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم

دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم
این درد نهان‌سوز، نهفتن نتوانم
دیدگاه ها (۱)

چون پرتو ماه آیم و چون سایه دیوارگامی به سر کوی تو رفتن نتوا...

تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت من مست چنانم که شنفتن نتوانم

مرا دیوانه کن امشب، تـو باگرمای آغوشتاگر عاقل شوم، شاید بهشت...

🌱🍒مرا دل سوزد و سینه تو را دامن ولی فرق استکه سوز از سوز و د...

«چنان کن که می پسندی یا تو آن کنند»امام حسین ع:در باره برادر...

آندرتیل..خود خود لعنتیشههههه..😂🌝🌱* دندانم میتیرد.. (چند ساله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط