دلم می‌خواست،

دلم می‌خواست،
دست اتفاق را می‌گرفتم،
همان جایی می‌انداختم
که می‌خواستی.
این روزها..
به همان لبخندی خوشم،
که روی لبت می‌افتد...

پویا_جمشیدی
دیدگاه ها (۱)

و من همجهانم رادر آغوش گرم توخلاصه میکنم...آنجا کههنگام خواب...

فصل فصلم هجوم آبان هاستتُف به جغرافیای تنهایی...!!علیرضا_آذر

من که کاری به کار کسی نداشتم !انتهای خیابان پاییـز نشسته بود...

قدیما ڪسی دنبال شاسی بلند و این حرفا نبود، یہ موتور گازی هم ...

چی میشد تو کنسرت این اتفاق می‌افتدهیچکدومشون گردن نمیگیرن😭🤏

این پرچمزمانی می افتد که روی کفن ما نقش بسته باشد...

این پرچمزمانی می افتد که روی کفن ما نقش بسته باشد...#ایران #...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط