بغلم کردن و هی ناز کشیدن...ممنوع!

بغلم کردن و هی ناز کشیدن...ممنوع!
دست دور کمرم حلقه...اکیدن...ممنوع!

روی زانو بنشینی و به صدها ترفند
از لبم مزه ی گیلاس چشیدن...ممنوع!

مثل یک مار که اطراف طلا میلغزد
تو در آغوش من...اینگونه خزیدن...ممنوع!

مرغ عشق منی!..آواز بخوان...ولوله کن
پر پرواز من!...از لانه پریدن ممنوع!

باغبانی و منم غنچه ی خوش رنگ و لعاب
غنچه را دست زدن...جامه دریدن...ممنوع!

چهره ام گل...بدنم گل...و سروپا همه گل...
گل برایم ز سر کوچه خریدن...ممنوع!

عصر یک جمعه بیا بهر ملاقات...ولی
سر ساعت به قرارم نرسیدن...ممنوع!
دیدگاه ها (۱)

✹ واســـم مهــــم نیـــس✹ کـــه بقــیه ✹ در مـــوردم چــے می...

دردم مــــــــــیگیــــــــــردوقٺـــــے ژســـــٺ روشنفڪــــ...

دوءل....برای هر دوی مابی فایده خواهد بودما بارها با نگاه به ...

کاش همسایه ی تو بودماز پشت پنجره هرروز.....آمدن تورا میدیدم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط