در بي زماني خود

در بي زماني خود

دفن مي شوم

جايي

كه پنج پرنده در اطرافم

به روي خاك

آشيانه مي سازند 

باد

امتداد پيرهنم را

به آه سپرد

و بازدم عميق ترين نفس من

در دميدن آه او

گم شد 

قلبم

که زنبق بنفش بزرگي ست

در انتهاي خطوط در هم رگ هايم

با قلب آن پنج پرنده ي بي آسمان

نفس مي زند

جايي 

که در طول قرنها عمر بشر

خواب هاي خاك فراموش مي شود

من

در بي زماني خود

دفن مي شوم
دیدگاه ها (۸)

▼ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﯽ▼ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﮐﻢ ﻧﯿﺎﺭﻡ ﮔﻔﺘﻢ ...

این روزها................ تلخم................... تل...

به چشمهایت بگو . . .انقدر برایم رجز نخوانند . . .من اهل جنگ ...

بوی تلخ رفتن تواز تمام شهر ،از تمام کوچه پس کوچه ها و خیابان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط