پارت سیزدهم

پارت سیزدهم
عشق یا مرگ
و قسطت چیه
کوک، اسممو نمی خوای بدونی
ا.ت ، جواب سوالای منو با سوال جواب نده
کوک، خودت بعداً میفهمی من کیـ......
ا.ت، من دیگه صبرم تموم شده (اربده )به خاطر عصبانی بودنش از رو زمین بلند شد و تو هوا معلق شد
کوک ، تا آروم نشی هیچی نمی‌گم
ا.ت ، یه لحظه سرگیجه بهم دست داد و تعادلم رو از دست دادم داشتم میفتادم که اون منو گرفت و خوابوند رو تخت
کوک، انقد دادو بیداد نکن و اینکه اینجا یه جای جادویه و قدرتتم داره مهار میشه زیاد به خودت فشار نیار
و اینکه من جونگکوک هستم پسر برادر پدرت ینی پسرعموت و اینکه من تورو گرفتم تا بتونم از طریق تو پادشاهی قلمرو رو به ست بیارم و خب انتقامم بگیرم راستی از فردا زیاد اوضاعت خوب نیست خودتو آماده کن و از اتاق می‌ره
کوک ، جانگ
جانگ ، بله سرورم
کوک، بگو اتاقو آماده کنن فردا کار داریم
جانگ ، بله سرورم و می‌ره
کوک , خب خانوم خانوما فردا صدای عربده هات کل قصر رو فرا میگیره
فلش بک به فردا
ا.ت ویو
پاشدم دیدم هنوز رو اون تخت لعنتی هستم گریم گرفته بود اما خب باید یه کاری کنم تو همین فکرا بودم که در واز شد و یه یارویی اومد تو
جانگ ، با من بیا
ا.ت ، نمی‌خوام
جانگ ، میگم بیا
ا.ته ، منم گفتم نه
جانگ ، خودت خواستی و دست های ا.ت رو میگیره می‌بره تو اتاق دستاشو با زنجیر می‌بنده و زنجیر هارو بالا می‌کشه و ا.ت از دستاش آویزون میشه
ا.ت ، هی ولم کن
کوک، آروم باش آروم امروز قراره خیلی خوش بگذره و شلاق رو ور می داره و شروع می‌کنه به کمر ا.ت زدن سی تا چهل تا هفتاد تا صدو ده دویست
ا.ت عین یه سنگ وایساده بود خون کل بدنشو گرفته بود اما کوچیک ترین چیزی نمی‌گفت
کوک انگار قرار نیست داد بزنی نه
ا.ت ، پوزخنده این درد ها برای من عادیه
کوک ، باشه و چاقو رو روی بدن ظریف ا.ت می‌کشه
ا.ت ویو
ساعت های داره این کارو می‌کنه تمام بدنم تیکه تیکه هست دارم میمیرم اما تحملم بالا بود ولی دویستو پنجاه ضرب شلاق و چندین تا جای خنجر رو کمرم کم کم دیگه نتونستم و بیهوش شدم
کوک ،ویو دیدم بیهوش شده پس ولش کردم و رفتم بیرون
اون ور داستان جیمین

الان سه روزه منو آوردن اینجا ینی حال ا.ت چطوره خوبه یا نه پدرمم که کلا داره سرزنشم می‌کنه و تو اتاق حبسم کرده
آه لعنت بهش
فلش بک به دوروز بعد
ا.ت ویو
الان دو روزه همش منو شکنجه می‌کنه نمی دونم تا کی قراره ادامه داشته باشه اما من واقعا دارم میمیرم بعضی و قتا هم حتی بیهوش میشم وست شکنجه هاش
که در واز شد
کوک .‌ اع بیدار شدی
ا.ت ، اره میخوای شروع کنی زود تر شروع کن
کوک،نع و میاد دستای ا.ت رو وارد می‌کنه و اونو میبره تو اتاق و رو تخت میزاره و زخم هاش رو درمان می‌کنه
فلش بک به یک روز قبل
کوک ،چرا دردش داره منم اذیت......
دیدگاه ها (۹)

پارت چهار ده عشق یا مرگکوک، چرا دردش داره منم اذیت می‌کنه طب...

پارت پانزده عشق یا مرگمایا ، یونا تو تو دختر یونا هستی ا.ت ،...

پارت دوازده عشق یا مرگداشتم همین جور فرار میکردم نمی دونم چی...

پارت یازده عشق یا مرگزندگیشو از دست داد و الان بچه اون باید ...

part 9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط