دخترك گل فروش کنار همه ماشین ها رفت تا بلکه بتونه گل هاش

دخترك گل فروش کنار همه ماشین ها رفت تا بلکه بتونه گل هاش رو بفروشه
آقا تو رو خدا یه شاخه گل بخر
برای خانومت ببر
آقا تو رو خدا ، جون بچت
هیچی گیرش نیامد جز نگاه های تحقیر آمیز راننده ها
همینطوری که بغض گلوش و گرفته بود
نگاهش به اون طرف خیابون افتاد
چشم های پر تمنای راننده ها رو به یه خانوم که کنار خیابون وایستاده بود رو دید
راننده ها هی میگفتن خانوم چند؟!
دخترک تو دلش گفت آخه اون خانوم که گل هم نمیفروشه؟!
از اون روز همش منتظره اینه که بزرگ بشه .....

به خدا قسم ما در برابر این کودکان مسئولیم

با مقصر دونستن مسئولین هم مسئولیت از دوش من و شما برداشته نمی شه

مطمئنا خداوندی که آنان را آفریده می تواند امورات این بچه ها را هم سامان دهد

ولی می خواهد من و شما به جایی برسیم
دیدگاه ها (۳۱)

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart:4#انتخاب_امنخونه‌ی ب...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

سناریو جونگکوک

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : nine سریع سمت یکی از ماشینای میل...

مرد درحالی که داشت یاداشت می‌کرد ابروهاشو برد بالا و همین با...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:2علامت جونگکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط