می نشینم لبِ حوض

می نشینم لبِ حوض
گردشِ ماهی‌ها
روشنی
من
گُل
آب،

چه دَرونم تَنهاست...!

👤 سهراب سپهری
دیدگاه ها (۲)

به هر فصلیغمی، هر صفحه ای انبوهِ اندوهی!وطن جان! خسته ام، پا...

مگر امشب، کسی با آسمان،با برگ، با مهتابدیداری نخواهد داشتبه ...

زندگی جاریست... فقط باید زخم ها را بست، شب را سپری کرد و به ...

سر بر شانه ی خدا بگذار،تا قصه ی عشق را چنان زیبا ، ۶بخواندکه...

دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندارم.. .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط