گفتمش دل میخری پرسید چند؟گفتمش دل مال تو تنها بخند

گفتمش دل میخری پرسید چند؟گفتمش دل مال تو تنها بخند
خنده ای کردو دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل ز دستش روی خاک افتاده بود رد پایش روی دل جا مانده بود.،.
دیدگاه ها (۳)

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

فردا فردا کردن

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_20فصل دهم | سؤا...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

وقتی مریض بودی ولی …

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وپنجم: صبحِ تازه---صبح.نور. از پنجره. ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط