چشمهای تو عجب کهنه شرابی دارد

چشمهای تو عجب کهنه شرابی دارد
به تو وابسته شدن خانه خرابی دارد

آخر از حسرت دیدار تو من می میرم
عاشقی هم بخدا حق و حسابی دارد

تو که از حال دل ِ خسته ی من باخبری
بی تفاوت شدنت، سخت عذابی دارد

قصه ی عاشقی ما دونفر آسان نیست
چون کویری است که در سینه سرابی دارد

مشکل از چشم من و دین و مسلمانی توست
عــشـق هم آیه و تفسـیر و کـتابی دارد.
دیدگاه ها (۲)

ولی حیف همین گفتن هرچه باداباد سخت تر از هرچی هست...

بلبل قافیه خوانت بشوم یا نشوم؟من به قربان لبانت بشوم یا نشوم...

حرفت که می شود با خنده می گویم : یادش بخیر ، فراموشش کردم......

وقتی کسی ب فکرت نباشه بایدم خودت ب خودت تبریک تولد بگی:|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط