هوای حوصله ام ابریست

هوای حوصله ام ابریست
چشمانم,
بارانی از جنس اشک می خواهد
تنم را در آغوش می کشد دو دستم
گرم, آنقدر گرم که
کم داشتن آغوشت را کمتر احساس کند
قلبم اما
می خواهد از زندان سینه پر گیرد
راضی به شاید و اما نیست
صبوری نمی خواهد
این روزها انگار
بیشتر از چشم و دستم دلتنگ دیدار است
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

پارت پنج

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ 10 لایک✅ 15 کامنت...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش دوم_میدوم و می‌گردم.کجایی سوروس؟!دستی روی ...

مرد بی رحم

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط