(استاد جذاب من ) )⁦ლ( پارت 108 ⁠`⁠ლ⁠

(استاد جذاب من ) )⁦ლ( پارت 108 ⁠`⁠ლ⁠


درحالی که سینی صبحانه‌ای دستش بود تویه حیاط زیبایی سرسبز عمارت سفید شون قدم بر می‌داشت، به میز سه نفر ای که رو میزی سفید زیبایی رویش پهن بود رسید بلافاصله سینی را رویه میز گذاشته و مشغول چیدن میز شد صبحانه خوشمزه و لذیذی چید صندلی مخصوصا کودک رو خالی دید اخمی کرد از دست این پدر و پسر کلافه داد زد ات : جیمین .. جیمین بیایید دیگه
جیمین درحالیکه بچه یک و نیم ساله اش در بغلش گرفته بود از سالن خارج شد با لبخند به سمته زنش آمد صندلی رو عقب کشید و نشست یور‌ شیطون
رو تویه بغلش نشوند مثله همیشه با دندون های تازه جونه زد اش دستش را به میز رسوند و با دستش به میز میزد و می‌خندید این شیطونی اون لبخند بر لب مادر و پدرش می آورد ات بعد از ریختن آب میوه تویه لیوان ها روبه روی جیمین رویه صندلی نشست روبه جیمین لب زد
ات : تویه صندلیش بشونش نمیزاره صبحانت رو بخوری
جیمین لپ گرد و سفید پسرش را سفت بوسید بلافاصله لب زد جیمین : اون عشق باباییشه
دختره لبخندی زد و به آنها خیره شد تا اینکه یور شیطون با دستش کاسه کوچیک عسل رو سمتش خودش کشید همینکه ات میخواست جلویش را بگیره دیر شده بود همه عسل ریخت رویه پای جیمین دختره با صدای نسبتاً بالای نجوا کرد ات : جیمین من چی گفتم بهت
یور با شنیدن صدای مادرش لب برچیده بغض کرد ات به طرفش رفت و از بغل جیمین گرفت یور که به بغل مادرش رفته بود آروم گرفت دست های کوچیک اش را دور گردن مادرش حلقه کرد و سرش را رویه شونه اش گذاشت جیمین به این کیوتی پسرش خنده ای کرد و از روی صندلی بلند شد
سمته خانواده کوچیک و گرمش قدم برداشت بلافاصله دستش را رویه گودی کمر همسرش گذاشت و بوسه ای رو گردن اش گذاشت جیمین : گل برفی من بیدار شو
دختره درحالیکه یور بغلش بود به جیمین گیج نگاه می‌کرد داشت چی می‌گفت درمورد چی حرف میزد جیمین باز هم صدایش زد جیمین : گل برفی من بیدار شو اینجا هوا سرده مریض میشی یور رو بده به من از اینجا برو
ولی باز هم ات از حرف های جیمین سر در نمی آورد یور رو بیشتر تویه بغلش فشرد و سرش را تویه گردن اش قائم کرد با بغض لب زد ات : چی داری میگی من پسرمو ول نمیکنم
لحظه ای همه چی محو شد باد شدیدی می‌وزید یور در بغلش گریه میکرد جیمین جلوش نبود هوا تاریک شده بود ترسناک ترین صحنه زندگی اش بود درحالیکه جیمین رو پیش خودش نمی دید اما صدای جدی و سرد اش رو شنید جیمین : خانم کانگ مگه نمی دونی نباید روی زمین سرد بشینی مریض میشی
لحنش شبیه روز های بود که تازه باهاش آشنا شده بود وقتایی که در دبیرستان شیطونی میکرد اینجوری صدایش میزد ..
دیدگاه ها (۰)

(استاد جذاب من ) )⁦ლ( پارت 109 ⁠`⁠ლجیمین : خانم کانگ مگه نمی...

(استاد جذاب من ) )⁦ლ( پارت 110 ⁠`⁠ლ⁠فقط صدای چنگالی که به بش...

(استاد جذاب من ) )⁦ლ( پارت 107 ⁠`⁠ლ⁠ دست اش را گذاشته روی دس...

(استاد جذاب من ))⁦ლ( پارت 106 ⁠`⁠ლ⁠بوسه ای پشت گوشش گذاشت چ...

پارت ۹ ویو سر سفره ....ات رفت و همه ی اعضا رو صدا کرد تا نوب...

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط