میگریم و می خندم دیوانه چنین باید میسوزم و میسازم پرو

میگریم و می خندم ، دیوانه چنین باید میسوزم و میسازم ، پروانه چنین باید می کوبم و می رقصم ، می نالم و میخوانم در بزم جهان شور ، مستانه چنین باید من این همه شیدایی ، دارم ز لب جامی در دست تو ای ساقی ، پیمانه چنین باید خلقم زپی افتادند ، تا مست بگیرندم در صحبت بی عقلان ، فرزانه چنین باید یکسو بردم عارف ، یکسو کشدم عامی بازیچه ی هر دستی ، طفلانه چنین باید موی تو و تسبیح شیخم ، به در از ره بُرد یا دام چنان باید ، یا دانه چنین باید بر تربت من جانا ، مستی کن ودست افشان خندیدن بر دنیا ، رندانه چنین باید .. .....
دیدگاه ها (۲)

سلام دوست خوبم تو عزیز خالقی! و آرزوی کسی در این دنیا که هرر...

خوشبختی، نامه‌ای نیست که یک روزنامه‌رسانی زنگ درِ خانه‌ات را...

سلام دوستان پر مهرم، صبحتون بخیر به نام خالق بگوییم و ...

سلام دوستان عزیزم صبح امروز برایتان , ﻳﻚ ﺑﺎﻍ ﺳﻼﻡ , ﻳﻚ ﺳﺒﺪ ﻣﺤ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط