هر چه دیدم جز لب شیرین جانان تلخ بود

هر چه دیدم جز لب شیرین جانان تلخ بود





عمر تلخ و عیش تلخ و کام دوران تلخ بود

#ستایش_قلب_سربی
دیدگاه ها (۰)

من ترسم از گرگ‌ها نیست ،می‌دانم کارشان دریدن است ؛اما با ماه...

عشق حق داشت اگر تور نیانداخت به آببرکه ی بخت من از ماهی دلمر...

می روم تا که به فرهاد بگویم ای مردعشق اگر خوب به آن فکر کنی ...

زندگى غــــم ڪده اى... بيش نبود...سهم من جز غـــــم و...تشوي...

من چای را با حس ناب عشق شیرین کرده امفرهادم و یادی از آن شیر...

شاعرم ڪردی... بیابان دیدم و دریا نوشتم تلخ را شیرین سرودم، ز...

من توی زندگیم دوتا کور دیدم یکی تو که اصلا هیچ وقت منو ندید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط