🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝
🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝
پارت ۲
_____________________✨🌝✨_______________________
🌝✨ویو جون سنا✨🌝
خیلی باید مراقب باشم خوب وقت خودمون دوتا آیم بیشتر از وقتا
اگر بخواد کاری کنه چی متلک بندازه ولش کن دختر که خوابیدم
صبح با الارم گوشی بیدار شدم کارام رو کردم و رفتم سره کار
+ سلام
- سلام امروز کاری نداری(سرد)
+ چطور اتفاقی افتاده
- نه وقت اگر کار نداری میای بریم بیرون باید باهم اشناشیم تا آشنا ایت کامل نصبت به هم داشته باشیم.
+ باشه شب چطوره
-عالیه
+باشه من دیگه میرم
جون کوک اومد و با دستش جون سنا رو چرخوند طرف خودش
+ زده به سرت
بدون هیچ جوابی سریع لبا رو گذاشت روی لباس
جون سنا ده قدم رفت عقب و از در خارج شد
همش فکرای عجیب ردو بدل میشد تو مغذم
🌝✨پایان پارت ۲✨🌝
پارت ۲
_____________________✨🌝✨_______________________
🌝✨ویو جون سنا✨🌝
خیلی باید مراقب باشم خوب وقت خودمون دوتا آیم بیشتر از وقتا
اگر بخواد کاری کنه چی متلک بندازه ولش کن دختر که خوابیدم
صبح با الارم گوشی بیدار شدم کارام رو کردم و رفتم سره کار
+ سلام
- سلام امروز کاری نداری(سرد)
+ چطور اتفاقی افتاده
- نه وقت اگر کار نداری میای بریم بیرون باید باهم اشناشیم تا آشنا ایت کامل نصبت به هم داشته باشیم.
+ باشه شب چطوره
-عالیه
+باشه من دیگه میرم
جون کوک اومد و با دستش جون سنا رو چرخوند طرف خودش
+ زده به سرت
بدون هیچ جوابی سریع لبا رو گذاشت روی لباس
جون سنا ده قدم رفت عقب و از در خارج شد
همش فکرای عجیب ردو بدل میشد تو مغذم
🌝✨پایان پارت ۲✨🌝
- ۹۴
- ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط