بعضی وقتا #دلم که میگیره میرم توی #خیابونا قدم میزنم

بعضی وقتا #دلم که میگیره میرم توی #خیابونا قدم میزنم
وقتی دو نفرو باهم میبینم سعی میکنم بفهمم کدومشون واقعا خوشحاله، کدومشون واقعا #عاشقه...
فکر میکنم #خوشبختی چه شکلیه و بعد یهو انگار که راه #خونه رو فراموش کرده باشم دلشوره میگیرم...
فکر میکنم راه رفتن با کسی که دوسش داری چه حسی میتونه داشته باشه...
فکر میکنم اگه دستمو بگیره بازم #احساس امنیت میکنم؟!
اگر بخنده حالم خوب میشه...
تصور میکنم اگر بهم بگه #دوستم داره باید چیکار کنم...
بعد از خودم میترسم
و فکر میکنم با این همه فاصله گرفتن از احساسات انسانی دارم چه #بلایی سر خودم و اطرافیانم میارم...
#قدم میزنم.... بازم قدم میزنم...
سردم میشه
به خودم میگم همه چی مرتبه
خودم رو #بغل میکنم
میگم زندگی همینه دیگه...
#روزای سخت و امید به اومدن #روزای خوب...
.
بعد برمیگردم خونه و فکر میکنم که
چرا تو #دنیای به این بزرگی
بین این همه #آدم
حتی یک نفرم نبود
که دوس داشتن واقعیش سهم من باشه؟! #اهورا_فروزان
دیدگاه ها (۵۱)

هعی یه اعتراف ؟ *والا فکر کنم کلا در حال اعترافم ولی خبهر وق...

عاقا گفتم که چیزی خاصی نیستایده‌ش این بود که‌ اوسی ها رو در ...

Iove and the moonPart32یونا: مامان من دیگه میرم خونه خدا نگه...

سلام بچه هامیخواستم یه چند کلام حرف بزنم .من خیلی وقته دارم ...

پارت ۲ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ویو انیا توی مدرسه بعد از کلاس ب...

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

the first lie

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط